خاطرات پریسا جون

تک ستاره آسمون عشقمون

پریسای عزیزم در تاسوعا و عاشورای حسینی93

سلام همه وجودم.. تاسوعا و عاشورای امسال خیلی عالی بود..چند شب من و شما و بابایی میرفتیم هیئت... صبح زود در روز تاسوعا و عاشورا منو و خاله مریمت،میرفتیم بقعه سجادیه،بعدشم هیئت حسینی...شب عاشورا هم امامزاده و سرمزار دایی جونت.. اینجا هئیت میارزه هستش و شماهم از طبل خوشت اومده بود و چون تازه می دیدی چطوری طبل میزنن خیلی با دقت بهشون نیگاه میکردی...این عکس طبل ها هم از دید خودت گرفتم.. عکس دوم هم امامزاده،مزار دایی جونت... عکس سوم دسته سینه زنی و زنجیر زن،جلو هیئت فاطمی..عکس چهارم هم نخل همین هیئت هستش... از نخل هیئت میارزه عکس ندارم چون صبح زود رفتیم و هنوز در حال تزئین نخل بودن.....
27 آبان 1393

تولد 3 سالگی پریساجونم

سلام عروسکم... روز 20/07/93 تولد سه سالگيت بود...اما چون همون روز ما هم از مكه رسيده بوديم نشد واست جشن بگيريم...اما خودت ميگفتي واسم كيك بخرين...خاله مليحه جون(دختر عمه بابايي)زحمت كشيده بودن واست كادو آورده بودن...يه بسته از انواع مدادرنگي و شمعي و ما‍ژيك و گيره كاغذ و ...خيلي خوشت اومده بود...دستشون درد نكنه هميشه شرمنده محبتهاشون هستيم... روز 26/07/93 كه همكار بانك صادراتم(ليلا) كه قرار بود بيان ديدن مكه مون،يه كيك سفارش داديم تا در كنار اونا يه جشن كوچولو بگيريم... وقتي كيان جون اومد كليييييي ذوق كرد آخه خبر نداشتن ميخوام واست جشن بگيرم..   ش...
27 آبان 1393

پریسا درمزرعه

سلام همه زندگیم... روز جمعه 93.08.23 ساعت 12و نیم از کوه اومدم خونه مامان جون که شما هم اونجا بودین..ساعت 1بردیمت متخصص اطفال،که فعلا در تشخیص اولیه لوزه سوم داری... از همونجا رفتیم مزرعه عمو داوود(شوهرخالم)...لذت بردی...با تمام وجود کیف کردی.. با دیدن شتر مرغ،بوقلمون،ببعی،مرغ و خروس،ماهی،مرغهای شاخدار بینظیر و زیبا.. تو مسیر برگشت یه خواب خوب کردی..        عشقم با همه وجود دوستت دارم... دلمی...نازنینمی..   ...
27 آبان 1393

مراقبت 3سالگي

سلام عشقمممممم...                    روزشنبه 24/08/93 بردمت مركز بهداشت واسه كنترلت،در واقع بايد 20/07/93ميبردمت... يعني روزي كه از مكه اومده بوديم....نميدونستم كنترل داري،فكر ميكردم تا مدرسه نيازي نداري.. تو تعذيه آقاجان،يكي از پرسنل مركز بهداشت بهم گفت:پريساجون رو بايد بيارينش...هر سال، تاريخ تولدش بايد كنترل شه... خلاصه ساعت 12ونيم مرخصي گرفتم و اومدم خونه،لباسات رو تنت كردم و دوتايي راهي مركز شديم..تو ماشين يه كم واست توضيح دادم كه نبايد بترسي و بهونه بياري چون ميدونستم بين...
26 آبان 1393

درسوگ آقاجان(پدرشوهرعزیزم)

سلام عزیزم..                                   از عرش صدای ربنا می آید                      فریاد خوش خدا خدا می آید                      فریاد که درهای بهشت باز کنید                     میهمان خدا پیش خدا می آید  &nbs...
20 آبان 1393
1