انداحوالات پریساجون با بیان کلمه عمو و انار
سلام گل نازم. بعراز ظهر جمعه ساعت ٤ونیم،حرکت کردیم طرف بیرجند...در طی مسیر دخمل خوبی بودی... بیشتر شیر خوردی....یه کم خوابیدی...ساعت ٧ونیم رسیدیم مقصد.... رفتیم مدیریت بانک ،کلید مهمانسرا رو گرفتم ...ساعت ٨ رسیدیم اونجا... یه خورده استراحت،نماز،شام... بابایی پیشنهاد دادن بریم بیرون دور بزنیم...موافقت من و شما طبق معمول....تقریبأ خیابونا خلوت.... رفتیم تو یه فلکه که آب داشت(این اصطلاح خودته)،هر فلکه ای که یه آبشار داشته باشه داد میزنی آب آب آب....بردیم کنار آبها....یه شیر عسل خوردی.. پمپ بنزین رفتیم اونجا چند نفر رو دیدی اولش گفتی "آقا"بعدش واسه اولین بار گفتی"عمو"خیلی واضح و روون...قبلأ میگفتی"عم"...
نویسنده :
مرجان مامان پريساجون
18:44







