تولد ۱۳ سالگی و روز دختر
سلام بر دختر گلم
عزیزترینم،تولد ۱۳ سالگیت و پا گذاشتن به ۱۴سالگی و تقارن این روز زیبا با روز دختر،بر تو دختر مهربون و خوش قلبم،خیلییی خیلیییی مبارک.
دختر نازنینم،قلبم از غرور لبریز میشه که تو رو بعنوان یک زن قوی،فوق العاده و قدرتمند میبینم.
روز چهارشنبه ۱۸مهرماه،چند تا از دوستات رو دعوت کردی واسه تولدت..زودتر گرفتی تا دوستات بتونن بیان و روز جمعه به درس و مشق تون برسین.
واسه اینکه با هم راحت باشین،به من و بابا گفتی که ما بریم از خونه بیرون،از طرفی می دونستم که خیلی دلتنگ خانم اکبرزاده،معلم پایه ششم ت،هستین،با ایشون هماهنگ کردم که موقعی که می خوام واستون شام بیارم،ایشونم بیان و اینطوری سوپرایز شین..
واقعا هم،سوپرایز شدین،بهتون گفتم چشماتون رو ببندین که می خوام کادوم رو بیارم،تا چشماتون رو باز کردین و خانم اکبرزاده رو دیدین اینقدر ذوق کردین و جیغ کشیدین و خودتون رو انداختین تو بغلشون و دیگه نه رو زمین بودین نه تو هوا،انگاری دنیا رو بهتون دادن..
بنده خدا،خانم اکبرزاده که تو مدرسه مراسم داشتن اما وقتی بهشون گفتم که تشریف بیارین منزل ما واسه تولد پریساسادات، گفتن چشم،با اینکه خیلی هم کار داشتن اما کمتر از نیم ساعته اومدن تا شما رو ببینن...واقعا عجیب معلمی هستن،هنووووزم با اینکه دوسال گذشته واسه شما بچه ها عزیزن و البته واسه ما هم،خیلییییی...
فعلا چند عکس میزارم،ان شاالله سرفرصت،عکس بیشتری خواهم گذاشت.
دو تا کیک واست سفارش دادیم،چرا؟چون به فرشته خانم سفارش داده بودم،بابات گفتن به دخترعموت(ناعمه)هم سفارش بدیم تا کار اونم ببینیم،چون تازه کلاس رفته و کار اولش هست.
این کیکی که فرشته خانم(نوه عموی مامان جونت)

اینم کیکی که ناعمه جان درست کرده و ژله هم زحمت کشیده از طرف خودش،واست درست کرده بود.دست گلش درد نکنه،با اینکه کار اولش بود اما خیلی خوب و خوشمزه شده بود.



من و شما و خانم اکبرزاده

از سمت راست،مبیناشادات شجاعی،صبا لطفی،شما،دیانا مالک،ستایش عباسیان و الینا جوینی





عزیزترینم،هر چقدر هم بزرگ شی، همیشه عروسک کوچک من خواهی بود...
عاشقانه دوستت داریممممممم.


تولد ۱۳ سالگی و روز دختر 

