خاطرات پریسا جون

بزودي ميام...

سلام نفس مادر.... اين يكي دو ماهه حسابي درگير بودم...ان شاالله بزودي ميام و واست مينويسم...خيلي خاطرات رو هم تلنبار شده....الان هم تو بانكم و خوشبختانه هنوز خلوته...اينترنت خونه هم تازه راه افتاده.. دوستت دارم جيگرم...
25 مرداد 1394
1