پریساخانوم ومسابقه نقاشی
سلام عروسک نازم... اول خرداد واسه شام رفتیم خونه دوستم،ریحانه جون،شما و رضاکوچولو باهم نقاشی کشیدین و بازی کردین.. اول ورودمون،رفتی سراغ میز... شما و رضاکوچولو مشغول نقاشی کشیدن شدین.. صبح جمعه 2خرداد رفتم کوه... دوست عزیزم،مریم جون،بیشتر مواقع زحمت کوله من با اونه...چون کمرم زود درد میگیره و نمیخواد زود خسته شم کوله رو ازم میگیره تا من راحتتر باشم...ما از اول دبستان با هم بودیم...خدارو شکر تو این همه سال،هیچ وقت دوستیمون کمرنگ نشده... اینم یه عکس هنری سایه خودم... موقع طلوع خورشید،در کنار و دل کوهها...وایییییییی چه...
نویسنده :
مرجان مامان پريساجون
16:49









