پریساسادات گلمپریساسادات گلم، تا این لحظه: 15 سال و 6 روز سن داره

خاطرات پریسا جون

پریساجون پنکه کو؟

سلام جییییییییییییییییییگرم.                   نازنینم،دو سه روزه بابایی بهت پنکه یاد دادن.وقتی میگیم:پریساجون،پنکه کو؟ پنکه که میچرخه کجاست؟بلافاصله نگاه به سقف میکنی و پنکه سقفی رو نشون میدی.فدااااااااااااااااااااااااات شم.        دیشب،نیمه شعبان رفتیم امامزاده.عیدت مبارک دخمل مامانی من. من و شما تا بعد از نماز توی حرم بودیم.خیلی دختر خوبی بودی و اصلأ اذیتم نکردی.دوستت دارم فراوون. امروز بعدازظهر 15/4/91 رفتیم عقد مرتضی عمه جون(عمه بابایی). الهییییییییییییییییییییییییییییی خوشبخت شن.اما چون ش...
16 تير 1391

پریساجون دختر ناناز مامان و بابا

سلام مهربون من. از کارای جدیت بگم که همه خونه رو سینه خیز می کنی. بیشتر از ١٠دقیقه کنار دیوار یا ستون یا تکیه به پشتی ،بدون کمک،ایستاده خودت رو نگه می داری.یا لبه کاناپه رو میگیری تا آخرش قدم ور میداری. خیلی شیرینی عزیزم. از امروز در ٢٦٢روزگیت،پرستارت رو عوض کردم و میبرمت خونه خاله کباری، چون اسمشون سخته،با فامیلی شوهرشون صداشون می زنیم. جمعه ٩/٤/٩١با خونواده خاله مریم جونت،رفتیم روستایی ییلاقی خور. یه درخت توت خیلی خوشگل دیدیم با توتهای خیلی خوشرنگ. عموجون(شوهر خاله مریم)با یکی از دونه های توت صورتت رو رنگی کردن. بعدش رفتیم همون باغ همیشگی(مربوط به عمه همکار بابایی). به گوسفنداشون هم غذا دادی،با ...
12 تير 1391

پريساي دوست داشتني من

سلام گل نازم. عزيزم روز به روز دوست داشتني تر ميشي. روز دوشنبه 5/4/91خاله شوكت،قصد سفر به شمال رو كردن .اما دوري ازت واسشون سخت بود اينقده گريه كردن ميگفتن:دلم واسش تنگ ميشه.آخه خيلي بهش وابسته شدم.البته منم خيلي ناراحت بودم.  واسه همين از روز سه شنبه ميبرمت خونه مامان جون تا خاله فاطي جون ازت نگهداري كنه.چون تابستونه و مدارس تعطيله،زحمت نگهداري شما افتاده گردن خاله جون. خيلي خوب ازت مواظبت ميكنه. مرسييييييييييييييييييييي خاله جونم.دوستت دارم يه عالمه. از عمو رضا جون(همسر مهربون خاله فاطي)هم ممنون كه حاضر شدن به خاطر شما سفر نرن. اما امروز چهارشنبه يه خانمي حاضر شده ازت نگهداري ...
10 تير 1391

پریساجونی و عروسی

سلام گل نازم. الان ساعت ١نیمه شبه.شما لالایی و بابایی درحال دیدن فوتبال . امشب ٥شنبه ٨تیر مراسم ازدواج جعفرآقا برادر شوهر دختر دایی زهره (دختردایی خودم) بود. دو ساعت پیش اومدیم خونه. قربونت برم که خیلی دخمل خوبی بودی و اصلأ اذیتم نکردی. همون اول ورودمون،زهره دایی جون اومد شما رو برد بغل عروس و داماد، و بغل اونا ازت عکس گرفتن.    فدای لبات شم که اینجوری تو هم میکنی نانازم رو ماشین عروس نشستی خانمی میبوسمت خانمممممممممممممممممممممممم. ...
9 تير 1391

عکس از پریسا جونم

سلام نازنین مادر. دوست دارم یه دنیا. چند تا از عکسایی که توی پست قبلی قولش داده بودم. خونه مامان جون،استخون خوردنت دیدن داره. چی شده مامانی لبت رو گاز گرفتی عزیزم تو یه دست هویچ،با اون دست دیگه نای نای عزیزم چرا کشکات رو تو صورت مالیدی ببر تودهنت خانمم شب 5شنبه 31/4خونه خاله ملیحه جون(دختر عمه بابایی) شما ،زهراجون و سما کوچولو واسه اینکه تعادلت رو از دست ندی سما کوچولو دو سه تا بالشت آورده پشت سرت .مرسی سماجوووووووووووونم. زهراجووووووووووونم که دیگه نگو،یه پا خانوم شده دوستت دارم عزیزم چی شده جیگرم؟(خونه آقابزرگ)بابای بابایی می...
3 تير 1391

هورااااااااااااا پریسا جونم میگه:مامان

سلام عشققققققققققققققققققم   پریساجونم،عزیز دلم،قربونت برم،روز سه شنبه ٣٠/٣/٩١ساعت ١٤، برای اولین بار گفتی مامان.چه قده ذوق زدم کردی نفسسسسسسسسم.                                       جون مامان،مامان رو میم با فتحه،میگی(ممن). واییییییییییییییییییییییی چه احساس قشنگی بود. مرسیییییییییییی دخمل نازم. مهربونم،خیلی صبوری.دوستت داررررررررررررررررررررم. امیدوارم همیشه موفق باشی.عاششششششقتم. بدون ک...
2 تير 1391

آش دندونی پریساجون

سلام،گل زیبای زندگیم.     قربونت برم. به اصرار خاله فاطی جون،که میخواست شگون این آش دندونی واسه شما بر پاشه بالاخره دیشب،که مصادف با بعثت پیامبر(ص)،بود یه دفعه تصمیم گرفتیم و یه مراسم خیلی کوچیک،که فقط خودمون بودیم  برگزار کردیم.بینهایت خوش گذشت.                                   فدای اون دندونای نازت بشم،آش دندونی قبل از اینکه دندون در بیاد میگیرن.قدیمیا میگن باعث می...
29 خرداد 1391

کوتاهی موهای پریساخانمی در 246روزگی

             سلام مهربونم. دیروز ٥شنبه ٢٦/٣/٩١در ٢٤٦ روزگیت موهات رو من و بابایی کوتاه کردیم. این بار دوم بودش ،دفعه اول در ١٤١ روزگیت و دیروز در ٢٤٦روزگیت. مجبور شدم،قصد کوتاهی موهات رو نداشتم میخواستم بلند شن.اما چون جنس موهات خیلی نرمه، گیره و ...به سرت نمی گرفت.هر چی هم شونه میکردم بازم،فشن بودن. فدات شم که خیلی من و بابایی عااااااااااااااااااااااااااااااااشقتیم.                   دیروز بابای یوسف جون(رئیس بانک تعاون کشور)لطف کردن و با دیدن و...
26 خرداد 1391

پریساجونم 8ماهه شد.مبارکه عزیزم

سلام ، نفس مادر. مهربونم امروز ٢٠ خرداد٩١شدی ٨ماهه.بزرگ شدی خانمم .لی لی.... امروز بردمت مرکز بهداشت قد"٧٣سانت.وزن:٨کیلو و ٢٠٠گرم خدا رو شکر همه چیز نرمال بود. الان که دارم مینویسم ساعت ٣ونیم ظهره.واسه اولین بار دارم میبینم که خودت رو جلو میکشی و خیز ورمیداری.بابایی خوابن شماهم دنبال منی تا سیم لب تاب رو بکشی. خیلی دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دااااااااااااااااااااااااااااارررررررررررررررمممممممم. میبووووووووووووووووووووووسمت.   ...
20 خرداد 1391

خبر خبر..دومین مروارید درخشان از صدفش در اومده

                                 سلام عزیز دلم. هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چهارشنبه 17/03/91دومین دندونت از توی صدفش دراومد عزیز دلم.        نزدیک 20 روزه که شبها پوشکت نمیکنم.ولی تا صبح،هواتو دارم اگه خیس کردی،سریع واسه تعویضت اقدام کنم.خدا رو شکر تا ساعت 5صبح یا 6 خیس نمیکنی. همین که واسه نماز پا میشم تا چشم باز میکنی .....اگه خواب باشی اصلأ خبری از خیس کردنت نیست قربونت بشممممممم. هر 20 د...
20 خرداد 1391